بی تو اما به چه حالی از آن کوچه گذشتم ...

یاد باد آن روزگاران یاد باد

چه عطرآگین بود کلاس از بوی نفس هایت...

دلتنگم اما
 تو را طلب نمیکنم…نه اینکه بی نیازم …من صبورم... “

گاهی

دوست داشتم فقط نگاهت کنم

و همین طور که نگاهت می کردم

بی اختیار می گریستم و تو ... اما  ...

و ...

چه عاشقانه تو را دوست دارم

و ... نگاه تو چه معصومانه سخن می گفت ...

جمعتان پر شور و نشاط ... دلتان یک رنگ و بی ریا

 پسرانم

هرکجا هستید ، دعایم بدرقه ی راهتان...

شاد و سلامت باشید .

دوستتان دارم - ماه آفرین باقری

 

 

/ 4 نظر / 40 بازدید
حدیث اقا

به به عکس هایی گذاشتید که آدمو بیاد خاطرات دور ودراز میبره /سلامت وسربلند باشید

saman

[گل][گل]سلاااااااام وبلاگ بسیار خوبی دارید[گل][گل]

شنتیا زاهدی نژاد

سلام خانم باقری عزیزم من دلم برای شما خیلی خیلی خیلی تنگ شده است همیشه به یاد حرفها و چیزهای قشنگی هستم که از شما یاد گرفتم من شما را خیلی دوست دارم وقتی بزرگ شدم برای بچه ام از شما و خاطرات کلاس دومم تعریف میکنم من نام شما را هرگز فراموش نمی کنم . با تشکر فراوان - شنتیا

دلارام

سلام. من هم انشااله امسال دوم خواهم بود. امیدوارم بتونم از تجربیاتتون استفاده کنم. به وبلاگ من هم سر بزنید. یا علی[گل]