دلبستگی ناایمن باعث می شود که کودکان اعتقاد پیدا کنند که ارزش عشق و محبت ومراقبت را ندارد. ...



دلبستگی ناایمن باعث می شود که کودکان اعتقاد پیدا کنند که ارزش عشق و محبت ومراقبت را ندارد. این قبیل کودکان دارای عزت نفس ضعیفی هستند و از توانایی خود در رسیدن به اهدافشان در زندگی زیاد مطمئن نیستند و احساس بی کفایتی می کنند. عزت نفس پایین صرفا نشانه افسردگی نیست بلکه به انواع احساس های افسردگی نیز منجر می شود. وقتی بر این باور باشید که والدین تان شما را دوست ندارند یا به شما بی علاقه اند و هرگز به اندازه کافی برای آنها فرزند خوبی نخواهید بود در این صورتبه احتمال زیاد افسردگی اجتناب ناپذیر است.
زمانی که کودکان و نوجوانانی که دارای دلبستگی ناایمن هستند به استرس دچار شوند احتمال کمی وجود دارد که برای دریافت حمایت عاطفی به افراد دیگر رجوع کنند. احتمال کمی دارد که کودکی که والدین او به نیازهایش بی توجه هستند فکر کند که می تواند در موقع نیاز به افراد دیگری رجوع کند. کودک یا نوجوان دارای دلبستگی ناایمن که انتظار دارد دیگران هم به نیازهای او به همان نحوی پاسخ دهند که والدینش چنین میکردند وادار می شود تا خودش به تنهایی از پس مشکلات خویش بربیاید. این گونه راهبرد مقابله ای او را از دریافت کمکی باز می دارد که
 می توانست برایش مفید باشد و باعث می شود که او تنها و منزوی بماند که خود این امر می تواند خطر ابتلا به افسردگی را در او افزایش دهد.

رفتار والدینی که دلبستگی ناایمن دارند ، چگونه است ؟

با وجود این که این قبیل والدین خارق العاده نیستند اما اغلب والدین کودکانی که دلبستگی ناایمن دارند افراد بدی نیستند. آنها با والدین کودکانی که به پدر و مادرشان دلبستگی ایمن دارند از جنبه بسیار خاصی متفاوت اند. به این معنا که آنها آن اندازه که باید به نیازهای فرزندان خود توجه نمی کنند. همه والدین به یک اندازه حساس نیستند. همه آنها از این که بیشتر از نیازهای فرزندانشان به نیازهای خودشان بپردازند احساس راحتی نمی کنند مسئول باشند. والدین می توانند یاد بگیرند که به نیازهای فرزندان خود بیش از گذشته حساس و پاسخگو باشند. چنین چیزی معمولا یک نقص درست نشدنی نیست بلکه جنبه ای از شخصیت والد است که بر فرزند او آثار منفی و عمدتا ناخواسته شدیدی می گذارد.
بسیاری از والدینی که به فرزندان خود بی تفاوتند یا آن که آنها را از خود طرد می کنند همیشه این طور نیستند. رفتار بسیاری از آنها متغیر و ناپایدار است. پدری یا مادری که رفتار ثابتی ندارد بعضی وقت ها با فرزند خود گرم و صمیمی است و بعضی وقت ها سرد و بی عاطفه در مواقعی راحت و خوش اخلاق است و در مواقعی دیگر خشک و سخت گیر. بسیاری از این قبیل والدین تا زمانی که احساس استرس نکنند می توانند والدینی صمیمی و مهربان باشند. اما در شرایط پر فشار واکنش آنها به استرس به صورت خودخواهی و به راحتی از کوره در رفتن در برابر کارهایی در می آید که به صورتعادی معمولا باعث آزار و اذیتشان نمی شود. از بعضی جهات داشن یک والد دمدمی مزاج بدتر از والدی است که همیشه فرزند خود را طرد می کند یا به او بی تفاوت است به دلیل این که در چنین شرایطی شاید کودک خود را مسبب تغییر خلق و خوی پدر یا مادرش بداند و تقصیرها را متوجه خود کند.

مجله پزشکی دکتر سلام   hiDoctor.ir