پسر قشنگم

سلام

حتما تا حالا چندبار داستان عید قربان و اینکه چرا نام این روز بزرگ را قربان گذاشته اند ، شنیده ای ! من دوست داشتم یک بار دیگر داستان را با تو بخوانم . پس بیا با هم بخوانیم ...


عید قربان

من یکی از روزهای خوب و مهم خدا هستم. آیا اسمم را می دانید؟ آیا می دانید مردم در این روز چه کار می کنند؟ اگر نمی دانید، اشکالی ندارد، چون من الان خودم را به شما معرفی می کنم.

من عید قربان هستم. یکی از بهترین روزهای خداوند. در این روز همه ی مسلمان ها شاد و سر حال هستند، آن ها خانه هایشان را مثل عید نوروز و عید فطر تمیز می کنند و لباس های تمیز و زیبا می پوشند و به عید دیدنی می روند. آن ها صبح زود برای نماز جماعت از خانه بیرون می روند، چون دعا و نماز در روزهای عید خیلی خوب است.

 به مسلمان هایی که برای زیارت خانه ی خدا به مکه می روند، حاجی می گویند. حاجی ها باید در روز عید قربان هر کدام یک گوسفند قربانی کنند.

خیلی ها هم که در مکه نیستند و مسلمان هستند، گوسفند می گیرند و قربانی می کنند و گوشت آن را بین نیازمندان تقسیم می کنند.

 

شاید بپرسید چرا اسم من عید قربان است؟

حضرت ابراهیم ( ع ) را که می شناسید، او یکی از پیامبران بزرگ خداوند است. در این روز خدای مهربان به او دستور داد تا پسرش حضرت اسماعیل را قربانی کند. حضرت ابراهیم که خداوند را خیلی دوست داشت، قبول کرد. وقتی می خواست پسرش را قربانی کند، خدای مهربان به او گفت: تو در امتحان قبول شدی و حالا باید اسماعیل را آزاد کنی و این گوسفند را قربانی کنی. از آن موقع تا الان حاجیان، در روز عید قربان گوسفند قربانی می کنند.