این روزها گاهی پدر بودن این گونه است . باید برای حق پدر بودن مبارزه کرد . ظاهراً دنیا نمی خواهد شما پدر یا مادر باشید . آن ها می خواهند تا دیروقت در دفترتان بمانید و شخث دیگری به فرزندتان بیاموزد که چگونه به توپ ضربه بزند ، پیانو بنوازد و خود را باور داشته باشد . شما فقط باید مانند یک مرد خوب صورتحساب ها را بپردازید .

خوشبختانه ، پدران تلاش می کنند ...


... تا به زندگی خانوادگی بازگردند و همه از این بابت بسیار راضی هستند . پدری کردن در قرن بیستم ، سنت چندان ریشه داری نیست . در نسل پدران ما ، پدران خوب کم بودند . بیشت ر مردان در آن روزها عشق خود را با کار ثابت می کردند . نا با بازی ، در آغوش گرفتن ، صحبت کردن یا آموختن چیزهایی که بچّه ها واقعا دوست دارند . تعداد نسبتا زیادی از پدر ها خشن ، ترسناک یا معتاد بودند . تعدادی نیز در جنگ دچار ناراحتی های روحی و روانی شده بودند و نزدیک شدن به آن ها مشکل بود . برخی از مردان به راحتی خانواده خود را رها کردند و هرگز باز نگشتند . به همین علت وقتی می خواهیم در حق فرزندانمان پدری کنیم ، حس عجیبی داریم شاید به این دلیل که ابدا نمی دانیم چگونه می توان پدر خوبی بود . دانش ما در این باره مانند جورچینی (پازلی) است که بسیاری از قطعات آن گم شده است .

اکنون شرایط بهتر شده است . پس سعی نکنید هه جیز را برعهده ی همسرتان بگذارید . واقعیت این است که مردان چیزهای خاصی را به فرزندانشان می آموزند ، چیزهایی که بی نظیر هستند و جایگزین ندارند . هرچه بیشتر در این زمینه تلاش کنید ، بیش تر استعدادهایتان را در پدری کردن بروز خواهید داد و سبک منحصر به فرد خود راکشف خواهید کرد . هیچ چیزی به اندازه پرورش بچّه های خوب ، رضایت بخش نیست .

احیای هنری فراموش شده

روش های تربیت پسران توسط پدر ساده اند . به چند نمونه از این موارد توجه کنید :

  • بیش تر پسران دوست دارند از نظر جسمی فعال باشند و با پدران اوقات سرگرم کننده ای داشته باشند . آن ها دوست دارند پدرشان را در آغوش بگیرند و با او کشتی بگیرند . ( اگر چنین نیست ، حتماً شما بیش از حد جدی هستید . )
  • آن ها دوست دارند در ماجراجویی ها و کسب تجربه در دنیای بزرگ ، همراه شما باشند و از این که پدرشان بزرگ و تواناست احساس امنیت می کنند . ( حتی اگر خود شما گاهی اوقات چنین حسی نداشته باشید . )
  • آن ها عاشق این هستند که داستان هایی درباره ی زندگی شما بشنوند ، دوستانتان را ملاقات کنند و ببینند شما در زندگی چه می کنید .
  • آن ها دوست دارند که از شما چیزهایی یاد بگیرند ( هر چیزی را . ) اگر کارهایی مانند ماهیگیری یا درست کردن سایبان یا تعمیر کامپیوتر و غیره را نمی دانید ، خوب می توانید آن را در کنار یکدیگر یاد بگیرید . تلاش کردن ، ارزشمند است .

به یاد داشته باشید :

  • بچّه ها برخورد شما را یاد می گیرند .
  • بچّه ها با مشاهده ی رفتار شما دوست داشتن را یاد می گیرند .

بچّه ها با مشاهده رفتار شما حتی درباره عشق نیز می آموزند. وقتی شما رفتار گرمی با مادر فرزندتان دارید، از او تعریف می کنید، عبارات محبت آمیز و عاشقانه ای بیان می کنید، او را در آغوش می گیرید و می بوسید، فرزندتان حس خوبی پیدا می کنند.وقتی دختر ما می بیند که پدر و مادرش رفتار محبت آمیزی نسبت به هم دارند، دوست دارد در حس آنها شریک شود. حتی زمانی که می خواهید با همسرتان تنها باشید و فرزندانتان اجازه ندارند وارد اتاق شما شوند، از این اوقات نیز در مورد ارزش و شگفتی عشق چیزهایی می آموزند.

احترام گذاشتن به مادر آن ها بسیار اهمیت دارد و همین طور احترام به خود- نه آنکه سوء استفاده یا بی احترامی کنید، بلکه موقعیت خود را حفظ کنید. پسر شما باید ببیند که نه تنها زنان هیچ گاه مورد سوء استفاده قرار نمی گیرند، بلکه یک مرد می تواند با آرامش و بدون فریاد زدن و جنگیدن بحث کند- یعنی مرد می تواند گوش کند اما در عین حال نظر خود را نیز مطرح کند و بر تفهیم حرف هایش نیز اصرار ورزد. پسرها از اینکه ببینند پدرشان منزلتی پایین دارد ، متنفرند .

  

  • پسرها با مشاهده ی رفتار شما یاد می گیرند که حس کنند .

              ( غم – خشم – خوش حالی – ترس )

پسرها با مشاهده رفتار پدرشان و دیگر مردان چیزهایی درباره احساسات یاد می گیرند.آن ها باید ببینند که شما چهار احساس اصلی را بروز می دهید:

غم : وقتی کسی فوت کرده یا مشکل ناراحت کننده ای پیش آمده است

خشم : وقتی کسی غیرمنصفانه برخورد کرده یا کار اشتباهی انجام داده است

خوشحالی : وقتی اوضاع خوب است .

ترس : وقتی خطری وجود دارد

وقتی احساساتمان را نزد بچّه ها بیان می کنیم، تعادلی ایجاد می شود. بچّه ها باید ببینند که ما احساس داریم اما از آنجا که والدین سمبل "کنارآمدن" و برخورد با مشکلات هستند ، چنانچه این احساسات بر ما چیره شوند، بچّه ها احساس امنیت نمی کنند. باید خشم خود را بیان کنیم اما آن را به صورت عملی نشان ندهیم. می توانیم بگوییم که ناراحت هستیم و حتی گریه کنیم اما مانند انسان های ترسو شهامت خود را از دست ندهیم . وقتی مردها احساس ناخوشایندی دارند ، اغلب آن را به چیز راحت تری تبدیل می کنند. معمولا خشم راحت ترین حس برای مردان است . وقتی پسر کوچولویتان در بازار گم می شود یا نوجوانتان کار خطرناک احمقانه ای انجام می دهد، پدری که می تواند بگوید "ترسیده بودم" تأثیر بیش تری نسبت به پدری دارد که فریاد می کشد و درها را به هم می کوبد . اگر مردها هنگامی که واقعا ناراحت ، ترسیده یا حتی خوشحال هستند ، رفتاری همراه با عصبانیت داشته باشند ، بچّه ها کاملاً گیج می شوند.

پسرها سعی می کنند احساسات درونی خود را با رفتارهای ظاهری هماهنگ کنند و ما باید به آن ها نشان دهیم که چگونه چنین کاری امکانپذیر است .

  • هر اتّفاقی که در زندگی زناشویی شما افتاد از فرزندتان طلاق نگیرید .
  • به پسران بیاموزیم به زنان احترام بگذارند .
  • فرزندانتان مجبور نیستند چیزی را دوست داشته باشند .

 

پدرها اهمّیّت دارند

بسیاری از مردم می پرسند : « آیا پدر اهمیت زیادی دارد و مادر نمی تواند همه چیز را بر عهده بگیرد ؟ » تحقیقات اخیر هر چه بیش تر بر اهمیت پدران تأکید دارد . آمار نشان می دهد پسرهایی که پدر در کنارشان نیست ، بیش تر دچار خشونت می شنوند ، صدمه می بینند ، دچار مشکلات می شوند ، در درس هایشان ضعیف هستند و در نوجوانی به عضویت گروه های تبهکار در می آیند .

دختران بدون پدر ، به احتمال زیاد عزت نفس پایین تری دارند و قبل از آن که واقعاً بخواهند ، به روابط جنسی روی می آورند ، مورد تعرض قرار می گیرند و مدرسه را رها می کنند . خانواده های بدون پدر در معرض مشکلات اجتماعی – اقتصادی قرار دارند . آیا این نکات برای متقاعد شدن شما کافی است ؟

پدری کردن بهترین کاری است که در زندگیتان انجام می دهید . ( برای رضایت و لذّت خودتان و تأثیر آن بر آینده ی دیگر انسان ها ، سرگرمی خوبی نیز هست . )