دکتر آمسترانگ در کتاب معروف خود - پرورش نبوغ در کودکان و دانش آموزان – می گوید : همه ی ما انسان ها نابغه ایم . او کلمه ی نبوغ را ایجاد احساس لذت در زمان یادگیری معنا می کند و طی 12 معیار شادی ، لذت بردن ، شیفتگی ، سرزندگی ، انعطاف ، حساسیت ، ابتکار ، خلاقیت ، معرفت ، کنجکاوی ، خیال پردازی ، طنزپردازی ( شوخ طبعی ) مفهوم را گسترش می دهد ...


وی می گوید چنانچه بخواهیم قدرت نبوغ بالقوه ی کودکانمان که از 1 سالگی شروع و تا 16 سالگی به اوج رشد خود رسیده است را بالفعل کنیم ، بایستی به چهار اصل اعتقاد داشته باشیم :

1. اگر بخواهیم نبوغ را در کودکان شکوفا کنیم ابتدا بایستی آن را در خودمان زنده کنیم .

2. شرایطی را ایجاد کنیم که افراد تحت آن بتوانند میزان نبوغ خود را بیازمایند .

3. شرایط مفرح در زمان یادگیری ایجاد کنیم .

4. به این مسئله اعتقاد داشته باشیم که نبوغ به صورت های مختلفی بروز خواهد کرد .

در این میان نقش سه عامل خانه ، مدرسه و رسانه های گروهی را عوامل کلیدی در بروز نبوغ در کودکان می داند و دو عامل خانه و مدرسه را تأثیرگذار تر از عامل دیگر می داند و اعتقاد دارد اگر خانه و مدرسه نقش خود را به درستی ایفا کنند ، عامل رسانه های گروهی خود به خود جهت دار خواهد بود .

تا این زمان از نقش مدرسه بسیار شنیده ایم و گفته ایم اما آیا تابه حال به نقش خود به عنوان خانه و خانواده فکر کرده اید . آیا آن قدر که از معلم و مدرسه انتظار داریم خود نیز همراه کودک خود بوده ایم . مدرسه نقش راهبر آموزشی را ایفا می کند . معلم در کنار دانش آموز قرار می گیرد و با وسایل مختلف و ایجاد شرایط متنوع ، ذهن خود را همچون ذهن کودک می کند و در زمان یادگیری او را یاری می کند .

ما اعتقاد داریم یک دست تنها صدا ندارد . خانه و مدرسه بایستی در کنار هم قرار گیرند تا بتوانند کودک را در مسیر درست جهت دهند .

به نقش عاطفی خود به عنوان یک مادر و به عنوان یک پدر عمیق تر بنگیرید . چند دقیقه از وقت خود را صرف بودن در کنار فرزندتان می کنید ؟ چند بار در زمانی که کودکتان به تخت خواب می رود او را بوسیدید و به او شب بخیر گفتید و قلبا او را آماده کردید که شبی خوب را پشت سر بگذار تا صبحی دیگر را با نشاط آغاز کند تا در کنار دوستانش و همراه معلم خود بازی کند و یاد بگیرد ؟ آیا احساس اینکه پسرم / دخترم برایم اهمیت دارید را در قلب او ایجاد کرده اید ؟ با خود فکر کرده اید که پسر و دختر شما فقط از شیرین کاری هایشان است که مورد خنده ی والدین قرار می گیرند ؟! به این فکر کرده اید که بعضی از دانش آموزان فقط برای اینکه در کنار دوستان خود بازی کنند به مدرسه می آیند و اگر معلم در قبال بازی به کودک شما آموزش دهد فرا خواهد گرفت و در غیر این صورت .... .

شما چه شرایطی را در منزل ایجاد کرده اید ؟ آیا به او جهت می دهید یا با شرایط تحکم آور ، قدرت آزادی او را سلب کرده اید ؟ در کنارش حضور دارید یا اینکه این تکلیف الهی مادر بودن و پدر بودن را در اختیار دیگران گذاشته اید ؟ آن ها چگونه بایدنقش و وظیفه ی شما را ایفا کنند ؟؟؟ پیشنهاد و در برخی موارد قوانین وضع می کنید که در نبودتان این طور و آن طور عمل کنند .

در او احساس مهم بودن در زمینه های تعلیم و تربیت را ایجاد کنید و ببینید که فرزندتان چگونه در انجام وظایف تحصیلی خود ، با علاقه قدم بر می دارد . در آن زمان است که دیگر شکایتی از تکلیف فرزند در قبال مدرسه نخواهید کرد .

ما می گوییم نقش خانه و مدرسه . هیچ زمان اعتقاد به نقش خانه بعد مدرسه و یا نقش مدرسه بعد خانه نداشته ایم و نخواهیم داشت . این بار شما باری از دوش معلم و اولیای مدرسه بگیرید . معلم ، مادر می تواند باشد ، معلم پدر می تواند باشد اما مادر باید نقش مادر ، پدر باید نقش پدر و معلم باید نقش معلم را داشته باشد .

به همه ی شما عزیزان پیشنهاد می کنم کتاب حاضر را بخوانید .

پرورش نبوغ در کودکان و دانش آموزان 

نویسنده : توماس آمسترانگ 

مترجم: محمود فارسی

 

ماه آفرین باقری